TEEN TOP & INFINITE STOTIES
یکشنبه 18 فروردین 1392 :: نویسنده : Nam negin howon (Lee negin jo)ღღღ

و عاشقتم هویای من...

شادی اومد جلو باران و گفت:باران چی شده؟

باران زد زیر گریه و گفت: آره الان میفهمم چرا به نمیرسم واقعا من لیاقتشو ندارم امروز متوجه این موضوع شدم.وای امروز.خدایا منو ببخش من نمی خواستم واقعا نمیخواستم.

سولماز گفت:آجی چی شده.میدونی آجی عشق آدما كور میكنه به هرچی مجبور میكنه.

باران گفت:عشق كدومه وای خدایا. وبعد نشست رو زمین همه ی اتفاقی را كه واسش افتاده بود واسه دوستاش تعریف كرد.

همه ی دوستاش نشستن كنارش مونده بودن چی باید بهش بگن یعنی قرار بود واقعا برای باران چه اتفاقی بیوفته بیچاره باران خیلی ناراحت و عصبی بود.دستمالی كه هویا بهش داده بود هنوز تو دستش بود وقتی اونو دید بیشتر گریه كرد از خودش متنفر شده بود چون فكر میكرد به هویا خیانت كرده خیلی واسش سخت بود اما بیشتر واسه ووهیون نارا حت بود خیلی باهاش بد حرف زد.

ملیكا باران و بغل كرد و اونم گریه اش افتاد و گفت:باران میدونم تو چه موقعیت سختی قرار داری نمیدونم باید چیكار كنی اما هر طور شده من كمكت میكنم.بقیه ی بچه ها حتی مهیا با اون یه دندگیش زدندن زیر گریه و هم دیگه را بغل كردند و گفتند: بچه ها بیایند هیچ وقت از هم جدا نشیم و همیشه هوای همو داشته باشیموهمشون قبول كردند و قول دادند.

بعد ستاره به باران گفت:باران الان می خوای چیكار كنی آجی؟

باران اشكشو پاك كرد و گفت:بچه ها ما سه تا آهنگ رو باید تمرین كنم یكیش شاده كه من خودم نوشتم اون دوتای دیگه هم از عماد طالب زاده است.آهنگ نا جی و حواست هست بیایند اینم نتاش بگیرید توی همین اتاق خداوكیلی تمرین كنید تا من برم بیرون و بیام.

شادی گفت: منظور ستاره هویا بود نه آهنگ.

باران گفت: یه كاریش میكنم برم بیرون شما تا شب تمرین میكنید و شب میاییدخونه منم شب عصر میرم خونه فقط شب بیایندا.

ملیكا گفت:آخه كجا میری دختر؟

باران گفت:میام شب برمیگردم فقط نهار یادتون نره بخورینا شیطونیم نكنیدا.

گفتند:باشه.

شبنم گفت:باران یه وقت یه پسر نیاری خونه ها. بارانم قیافشوكج كرد و گفت:نترس. بعدم  خداحافظی كرد و اومد بیرون چان جو بیرون منتظر باران بود.باران دستمالی رو كه هویا بهش داده بود بوسش كرد و گذاشت داخل كیفش دستمال جلو لبشم انداخت تو سطل.چان جو تا بارانو دیدخشكش زد و گفت:باران وای لبتو. !

باران دستشوگذاشت جلو لبشو گفت:نه مهم نیس.

چان جو گفت: كار ووهیون نه؟

بارانم یه آه كشید و گفت: چان جو تورو خدا تو دیگه نه تودیگه تیكه ننداز.

چان جو گفت:نه باران من فقط می خواستم ببینم كاری نداری كمكت كنم؟

باران گفت:نه چان  جو ممنون هیچی.فقط مراقب دوستام باش شیطونی نكنن.نذاری بازم اون پسرا بیان حواسشونو پرت كنن خواهشا من باید برم جایی و برگردم فعلا بای آنی.

چان جو هم گفت:بای مراقب خودت باش

بارانم دستشو گذاشت به سرشو و گفت:چشم قربان و دوید رفت بیرون.رفت تو یه كوچه ی خلوت و بعد داشت با خودش كلنجار میرفت كه زنگ بزنه یا نه آخر با هزار تا ناراحتی زنگ زد به ایون جی.وای باران خیلی ازخودگذشته بودا نه؟

خوب ببینیم چی میگن:

بعد از چند تا بوق این جی خاونم برداشتند.و گفتند:الو.

بارنم به خودش اول كلی فحش داد و بعد گفت: شما ایون جی هستین؟

ایون جی گفت:بله شما؟

باران گفت:من باران هستم میتونم امروز عصر ببینمتون؟

ایون جی گفت:اما من نمیشناسمتون نمیتونم بهتون اعتماد كنم.

باران گفت:وای نترس نمیدزمت.ببین ایون جی منم همچین تمایلی به دیدن تو ندارم اما باید ببینمت یه چیزایی بهت بگم خیلی مهمه میفهمی راجع به هویا است.

 ایون جی گفت:خوب نمیدونم من كاری به هویا ندارم.بارانم به فارسی گفت:باریكلا من نمیدونم هویا عاشق چیه تو شده اه.

ایون جی گفت:ببخشید چی؟

باران گفت:هیچی من تا ده دقیقه ی دیگه آدرس خونمو واست مسیج میكنم بیایند نهار را با هم بخوریم.

ایون جی گفت:اما آخه من شما را نمیشناسم.

باران گفت:شما بیا میشناسم.و تلفونو قطع كرد و بدو یه تاكسی گرفت و رفت خونه تو راهم آدرس خونه را واسه ایون فرستاد دوید خونه آرایشش بسگه گریه كرده بود پاك شده بود.همه ی آرایششو پاك كرد و نشست از نو آرایش كرد و یه لباس خوشگلم پوشید و دوید پای گاز.مونده بود چی بپزه. زود تصمیم گرفت خورشت سبزی بپزه زود خورشتشو پخت و برنجشم گذاشت  بپزه و سالادشم درست كرد واومد نشست رو مبل.خیلی خسته بود فقط مونده بود ینی واقعا می خواست ایون جی را به هویا برسونه؟تو همین فكرا بود كه زنگ خونه خورد.رفت دم در خیلی استرس داشت. خودشو مرتب كرد و رفت دم در اما فقط یه بسه دم در بود باران برداشت و درشو باز كرد یه رز داخل بسته بود و یه نوشته كه داخلش نوشته بود باران این لبو نرم نگه میداره و باعث میشه لب خشك نشه و از بین برنده ی كبودی ها باران خیلی تعجب كرده بود ینی كی میتونست باشه؟باران تا دید كیه چشماش 4 تا شد.چان جو بود وای خدایا این دیگه این جا چیكار میكرد.باران گفت: چان جو تو اینجا چیكار میكنی؟چرا بچه ها تنها گذاشتی؟

چان جو گفت:باران اینو خریدم واست  كه لبت خوب بشه و بچه ها داشتند تمرین میكردند.

باران گفت: چان جو بیا داخل. چان جو هم اومد داخل باران مونده بود الان چه خاكی بریزه تو سرش . چان جو گفت:وای باران چه بوی خوبی میاد مهمون داری.

بارانم  گفت: چان جو میتونم بهت اعتماد كنم.و همه چیز بینمون بمونه؟

چان جو گفت:آره چرا كه نه باران دستاشو تو هم گره زد و گفت: می خوام هویا و اینو با هم خوب كنم الانم ایون میاد این جا.

چان جو گفت:شوخی می كنی تو مگه خودت هویا را دوست نداری ؟!!

باران  گفت:چرا اما خوش حالی هویا از همه چیز واسم مهم تره. حالا چه با من باشه چه با ایون.

چان جو گفت:تو فرشته ای واقعا.

باران  گفت:اصلا اگه هویا ایونو دوست نداشت خودم به شخصه میكشتمش چون از ایون متنفرم.

چان جو گفت:پس واقعا به خاطر هویا این كارو میكنی.

 باران  گفت:آره وای چان جو یادم رفت بعد بلند شدو رفت پول آورد و داد به چان جو و گفت:میشه بری یه خط و گوشی واسه من بخری و بیای

چان جو گفت:باشه واسه هویا می خوای كه گوشیشو شكست.

بارانم  گفت:بله چان جو فقط زود باش می خوام تا قبل از اومدن ایون بیای.

چان جو هم پاشد و دوید و رفت یه گوشی با یه جعبه ی فانتزی خوشگل خریدو اومد ساعت دور بره دو بود كه زنگ به صدا در اومد. باران به چان جو گفت: تو برو تو اون اتاق قایم شو و هر اتفاقیم افتاد نیا بیرون.

چان جو هم گفت:باشه و دوید رفت تو اتاق و دروبست.

 بارانم رفت درو باز كرد.به به دوتا هوو ببینید چی میشه:

ایون عینك دودیشو برداشت و گفت: شما باران هستین؟

بارانم یه لبخند زد و گفت:بله بفرمایید.

ایونم اومد داخل.باران دلش می خواست خفش كنه اما فعلا مجبور بود باهاش خوب رفتار كنه.

ایون رفت نشست رو مبل.باران گفت:ایون خیلی دیر اومدی خیلی وقته منتظرتم.بیا اول نهار بخوریم

تا بعد حرف بزنیم ایونم خندید و گفت:باشه بریم.منم خیلی گرسنمه.

باران تو دلش گفت:وای رو آب بخندی دختره ی گودزیلا.

بعد بلند گفت:شما همین جا بشینید تا من میزو اماده  كنم و بیام.

ایون گفت:بیام كمك؟

باران یه لبخند زوركی زد و گفت: نه ممنون.

و رفت تو آشپزخونه اول زود یه سینی غذا آماده كرد و رفت داد به چان جو.بعدم سریع میزو آماده كرد و ایونو صدا زد.

و نشستن مشغول خوردن غذاشدند.

ایون گفت:این غذا را چه طوری میخورند.بارانم واسش توضیح داد ایون یه قاشقشو كه خورد گفت: وای خیلی خوشمزه است.شما اهل كدام  كشور هستین باران گفت: حدس بزن ایون گفت:نمیدونم فقط خیلی خوشگلی و دست پختتم خیلی خوبه...





نوع مطلب : عشقی بر فراز آسمان ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 5 فروردین 1399 05:22 ق.ظ
My programmer is trying to persuade me to move to .net from PHP.

I have always disliked the idea because of the expenses.
But he's tryiong none the less. I've been using WordPress on numerous websites for about a year and am worried
about switching to another platform. I have heard
fantastic things about blogengine.net. Is there a way I can import all my
wordpress posts into it? Any help would be really appreciated!
شنبه 12 مرداد 1398 01:44 ق.ظ
If you were not too prosperous than you desired something that did
nothing more than increase the risk for beverage. Depending on the strength of coffee that is desired, is the place where long you permit this to mixture steep.
This is great when you only have to fill your coffeemaker with water every couple of days as an alternative to ewch time you'll need a
mug of coffee.
شنبه 22 تیر 1398 08:19 ق.ظ
does erectile dysfunction get better http://viagralim.us does erectile dysfunction get better !
We are a gaggle of volunteers and starting a new scheme in our community. Your site provided us with helpful info to work on. You've done an impressive task and our entire community shall be thankful to you.
یکشنبه 11 فروردین 1398 06:35 ق.ظ
An important feature of any baby service is safety.
سه شنبه 2 بهمن 1397 10:16 ب.ظ
EMEIBABY turut dikenali sebagai child service hybrid.
شنبه 22 دی 1397 03:37 ب.ظ
взять кредит через интернет на карту
кредит онлайн украина на карту
онлайн кредит на карту без отказа украина круглосуточно
кредиты
кредит на карту онлайн без отказа украина
شنبه 22 دی 1397 03:36 ب.ظ
получить кредит на карту онлайн
онлайн кредит на карту круглосуточно
оформить кредит онлайн на карту
получить кредит онлайн
кредиты онлайн
شنبه 22 دی 1397 03:32 ب.ظ
топ кредит
кредиты онлайн на карту
онлайн кредитование
кредиты на карту
кредит онлайн на карту без отказа
شنبه 22 دی 1397 03:22 ب.ظ
взять кредит онлайн на карточку
кредит на карту срочно
кредит онлайн
кредиты на карту без отказа украина
он лайн кредит
شنبه 22 دی 1397 02:55 ب.ظ
кредит на банковскую карту онлайн
украина
кредит на карточку
кредит на карточку
взять кредит в интернете
кредит без отказа срочно украина
دوشنبه 26 آذر 1397 06:05 ب.ظ
Infannt carriers date again to historic history.
دوشنبه 26 آذر 1397 01:16 ق.ظ
Please don't smoke near the child carriers.
شنبه 10 آذر 1397 01:59 ب.ظ
Who says Wi-Fi video child monitors should be
expensive?
دوشنبه 2 مهر 1397 08:48 ق.ظ
Nancy Babby Monitor makes monitoring your baby
straightforward.
سه شنبه 27 شهریور 1397 09:03 ب.ظ
This was not seen in BRCA2 mutation carriers.
سه شنبه 27 شهریور 1397 06:12 ق.ظ
We suggest you look for digital baby displays solely.
دوشنبه 26 شهریور 1397 03:18 ب.ظ
Ini adalah baby povider kami yang ke-dua.
یکشنبه 25 شهریور 1397 08:50 ب.ظ
That is where child carriers come into image.
شنبه 24 شهریور 1397 02:43 ب.ظ
If you've got a large deck, make sure to mix the stain often, because it doesn't stay mixed.
This sweeping action of the pressure washer head will generate a lather which will eventually cover
the whole area. Most with the famous labels, no less
than the good ones that are made inside the
United States have a very safety mechanism that shuts over
burner if gets too hot.
شنبه 24 شهریور 1397 01:58 ب.ظ
I lⲟve the efforts you have put in tһis, regɑrds foor all the great blog posts.
شنبه 24 شهریور 1397 01:08 ق.ظ
Finally, your mindset could be the only issue I see here.

You presume much and inquire little.
جمعه 23 شهریور 1397 11:51 ب.ظ
When buying excessive worth jewelry, verify with a number of shops and even online before buying.

Comparison shopping is important as a result of the price of jewelry can differ extensively from
vendor to vendor.
جمعه 23 شهریور 1397 09:04 ب.ظ
Nak cerita pasal Baby Carrier untuk Aisyah.
جمعه 23 شهریور 1397 02:49 ب.ظ
Baby monitors: The lowdown on analog vs. digital.
جمعه 23 شهریور 1397 01:37 ب.ظ
Yoour digital advertising company can be your associate.
پنجشنبه 22 شهریور 1397 08:33 ق.ظ
Dad and mom charge this monitor as 4 out of 5.
دوشنبه 19 شهریور 1397 04:58 ب.ظ
Parents charge this monitor as 4 out oof 5.
پنجشنبه 15 شهریور 1397 02:06 ق.ظ
The sling must both assist and contain the infant.
یکشنبه 11 شهریور 1397 12:40 ب.ظ
Earlier thhan the 1980s, child displays did not even exist.
شنبه 10 شهریور 1397 10:07 ب.ظ
Contemplate the material of the child provider you select.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو